محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

77

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

به فرزندان اقصى بن حارثه هم خزاعه مىگويند ، زيرا در زمانى كه از يمن بيرون رفتند و در سرزمين‌هاى مختلف پراكنده شدند ، از فرزندان مازن بن ازد جدا گشتند . در ميان خزاعه‌اىها ، طوايف بسيارى وجود دارد . محمد بن عبدة بن سليمان نسب شناس مىگويد : خزاعه‌اىها به چهار تيره تقسيم شدند ؛ تيرهء نخست ، زادگان ربيعة بن حارثة بن عمرو بن عامر هستند كه خاندان جفنه به شمار مىروند كه به آنها جفينة هم مىگويند و از تيره غسان در شام مىباشند . تيرهء دوم ، زادگان اسلم بن اقصى و تيرهء سوم ، زادگان ملكان و تيرهء چهارم زادگان مالك بن قصى بن حارثه بن عمرو بن عامر مىباشند . وى در ادامه مىگويد : از اين جهت به آنها خزاعه مىگويند كه از تيرهء اصلى « ازد » جدا شده و فاصله گرفتند و انخزاع به معناى طفره رفتن ، شانه خالى كردن و عقب ماندن [ از گروه ديگر ] است . آنها در مرّ الظهران ، در اطراف حرم [ مكه ] اقامت گزيدند و مدتى نيز پرده‌دارى كعبه را برعهده داشتند و آن چه را كه از ابوعبيده و ابن‌كلبى نقل كرديم ، ابن عبدالبرّ در كتاب خود راجع به انساب دربارهء ايشان نقل كرده است . چنان كه گفتيم ، ابوعبيده و ابن‌هشام بر اين باورند كه خزاعه‌اىها بنا به قولى ، از قحطان و از فرزندان حارثة بن عمرو بن عامر هستند . اين گفته با مطلبى كه سهيلى در « الروض الانف » « 1 » ذكر كرده ، تعارض دارد . سهيلى در چند جاى كتاب خود به اين مضمون اشاره كرده كه خزاعه‌اىها از فرزندان حارثة بن ثعلبة بن عامر هستند . وى مىگويد : طايفه اسلم از برادر خزاعه يعنى فرزندان حارثة بن ثعلبة بن عمرو بن عامر ، هستند . سهيلى اين سخن را براى استدلال به اين كه قحطان از عدنان مىباشد ، آورده است ؛ مبناى اين استدلال ، سخن [ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ] است . آن حضرت اين سخن را به گروهى از طايفه اسلم بن أقصى كه در حال تيراندازى ديده بود ، فرمود . سهيلى همچنين

--> ( 1 ) . الروض الانف ، 1 / 19 .